استاد عبدالرحمن پژواک

اخراج استاد پژواک از پاکستان

 از پیشگفتار کتاب “بانوی بلخ” نوشتهء عتیق الله پژواک برادر کهتر استاد عبدالرحمن پژواک بین پژواک، در اوج مجاهدات و مبارزات راستینش در سنگر سیاسی و فرهنگی جهاد و قیام ملی و تماس مداومی که با عوام الناس داشت و میزبانش ضیاء الحق حاکم نظامی آن وقت پاکستان رو ی بسا مسائل اساسی قضیه افغانستان مخالفت هایی برو ز کرد که در اثر آن پژواک را در منزل شخصی اش به حبس کشید و خانهء او را در محاصرهء پولیس قرار داد و رفت و آمد ادامه...

گلسرخ سرخرود

پروین پژواک/ ۱۳۷۴/۱۹۹۵  گلسرخ سرخرود به چشمه زار رسیدی به چشمه زار حقیقی زیر سایهء چنارهای بلند آب نوشیدی جرعه یی هم بر سنگ و خاک فشاندی و گذشتی در استقامت چون کوه در قناعت چون کاه از گنج خویش ویران از رنج خویش آباد بودی گلی به سرخی تو از “سرخرود” نخواهد رویید بار دیگر “باغبانی” به من گفت. باغبانی دهکده آبایی ما دهکده کوچک اما زیبایی است میان سفید کوه و سیاه کوه. در کنار دریای “سرخرود” در ولسوالی ادامه...

از سخنان پژواک

“باید نگذاریم تاریخ به طور ناشایستهء آن تکرار شود، به این معنی که در میدان جنگ مظفر باشیم و در میدان سیاست ببازیم.”  عبدالرحمن پژواک You, Shookoor Wazeeri, Aziz Alizadeh, Abdull Hakim Khan and 39 others like this. 1 share View all 8 comments Saleha Youssofi شاد روان پزواک صاحب افتخار جهانیان بودند June 13 at 10:13pm · Unlike · 1 Nur Mangal سخن بسیار پرمفهوم و اموزگاراست ! June 13 at 10:57pm · Unlike · 1 ادامه...

لیسه عالی عبدالرحمن پژواک

نمایی از لیسه عالی عبدالرحمن پژواک برای دختران و پسران سال تاسیس ۱۳۷۲ موقعیت منطقه بنی حصار کابل تعداد شاگردان ۷۴۰۰ مدیر مکتب محمد شفیق نیازی …See More Tag PhotoAdd LocationEdit Unlike · ·Unfollow Post· Share · Edit You, Hamed Nadim, Zbh Mrf, Feroza Wali Taranasaz and 31 others like this. 3 shares View all 10 comments Mursal Rawfi روز مادر را به شما خواهر گرامی صمیمانه تبریک میگویم. June 14 at 5:49am · Unlike · 1 ادامه...

سخنور سرخرود در رود سرخ شعر و شهود

واصف باختری سخنور سرخرود در رود سرخ شعر و شهود اشارت رفت از سوی پیشکسوت فرزانه ییکه در بخشهای آیندهء این نبشته نام گرامیش خواهد آمد که سطری چند بنویسیم بر دفتر شعر های مرد بزرگ روزگار ما سخنور و نویسنده، نامور، زنده یاد، استاد عبدالرحمان پژواک. دستور را به جان پذیرفتم با همه دشواریهای که برای من دارد. بشماریم؛ روزگار چهره عبوس ساخته است، رنج غربت که چونان گژدمی بر جگر نستوه مردی چونان حجت جزیره، خراسان نیش ادامه...

“آن شيشه شکستند”

واصف باختري در رثای مرگ استاد عبدالرحمن پژواک آن شيشه شکستند در جام جهانبين غزل خاک فگـــندند زين جرعه که در‌ ساغر پژواک‌‌ فگندند در بزم ، گران‌سنگ ترين شيشه شکستند و ز باغ سبک روح ترين‌ تاک فگنـــــدنـــد آن شيشه شکستند و چه‌‌ناگاه‌‌ شکستند و آن‌تاک ‌فگندند‌ و‌ چه ‌بي‌باک ‌فگندنـد ز آدم چه خطا رفت که‌ لاهوت‌نشيـنان انگور دگر در خم افلاک فگندنــــــــد پژوا ک‌ از‌ اين‌ ساقی و‌ اين‌ ميکده‌‌ ادامه...
1 2 3