داستان کوتاه

کچالو ترا می زند!

 (۱۱)  اهدا به دوست و برادر گرامی عبدالقادر ایشور داس! در شماره یکصد و پنجاهم، تارنمای وزین “کابل نات” نوشته یی را خواندم از مهندس ن.م. از کابل، تحت عنوان “رام چند به مکتب نمی رود.” این نوشته مرا بر آن داشت تا این داستان را برای اطفال هندو و سیک وطنم که با تحمل دشواری های فراوان به مکتب می روند و آنانی که دوست دارند به مکتب بروند، اما نمی توانند بنویسم. حقیقت این ماجرا بسیار تلخ و گریه آور است، لیکن خواستم ادامه...

داستان ها برای اطفال

این داستان ها را می توانید در بخش ادبیات کودک مطالعه کنید مجموعه داستان های “من و نهال” شامل پانزده داستان: دنیای گدی ها چهار دوست من اگر آزادی نباشد… دستکولک شیطانک بطری درخت سر کوه من انجینیر می شوم! چشمان منشوری مورچه چه مزه می دهد؟ شگوفه بی نام من چطور به دنیا آمدم؟ من و نهال من و مادرکلان مجموعه داستان های “بود نبود، زیر آسمان کبود” شامل 9 داستان: سرود عشق شاهدخت مروارید زیبا رو و شاهزاده گلسرخ ادامه...

نگینه و ستاره

هوا بوی ستاره می داد. آفتاب تازه بالا آمده بود. گرم می تابید. نسیمی سرد از بالای سفید کوه می آمد، رشته های گرم و طلایی آفتاب را به هوا بلند می کرد، درهم می پیچید، پاره پاره می کرد و به همه جا: میان سبزه زاران مرطوب، بالای شگوفه های سیب و از لابلای مژه های دراز انبوه به دیده گان میشی نگینه می گسترد. نگینه بر دیوار کوتاه گلی نشسته بود. کف پایش را بر دیوار می مالید و خاک خشک شرشر از میان انگشتان پایش پایین می ریخت. نگینه ادامه...

درختی که میوه اش توپ بود

پروین پژواک    – مه توپ می خایم. مادر مه توپ می خایم. یک توپک که همرایش ساتیری کنم. اگه بابیم زنده می بود، برم توپ میاورد. – بابیت زنده اس. – کوکی؟ کجاس؟ چرا پیش ما نمیایه؟ – درهمین دوروبرهاس. ما دیده نمی تانیمش اما او ما ره می بینه. می بینه که تو دختر خوب هستی یا نی؟ مره آزار می تی یا نی؟ – اگه دختر خوب باشم چی؟ اگه آزارت نتم چی؟ باز برم توپ میاره؟ مادر آهی کشید. سر از خیاطی برداشت و گفت: ها… باز میاره. ادامه...
1 3 4 5