شعر

نخستین بهار عشق

spring flower هرگز آن بهار را از یاد نخواهم برد که جوان بودم و عاشق. آن بهاری که در من هم بهار بود. در من نبض زندگی می پرید. در عروقم جویبارهای جوشان جاری بود و قلبم همچون غنچه آهنگ شگفتن داشت. در نگاهم خورشید می درخشید و در فکرم خیالات شیرین نغمه های شورانگیز می خواند. تنم مانند تن زمین که انباشته از تخمه های سبز بود، داغ و لرزان می نمود و لبریز از جوانهء آرزوهای سبز باغ حیات بود. هر زیبایی برایم پیامی از عشق داشت و از دیدن ادامه...
1 10 11 12