در مورد من

زنده گینامه

از کودکی دنیای خود را داشتم.  وقتی می خوابیدم همیشه دو مرغابی گک طلایی می آمدند و در آبگیری آبی آنقدر چرخ می زدند تا مرا خواب می برد.  خوابم رویایی رنگین بود و چون بیدار می شدم رویاهایم نیز با من بیدار می شدند.  این دنیای زیبای کودکی است که به یاری خدا با داشتن مادر و پدر دلسوز و خواهران و برادران مهربان توانستم برای مدت طولانی حفظش کنم. ادامه...