تو از چشم من

الفبای گلسرخ

 الفبای گلسرخ من اتاقی خالی بودم با پنجره ای بسته. بسته بودم و از اینرو می توانستم باز شوم. خالی بودم و از اینرو می توانستم پر شوم. پنجره ام رو به سوی تو گشوده شد و من از تو پر شدم. به تو دیدم و به بلوغ رسیدم. همان روز که به تو دیدم، به بلوغ رسیدم و جوانی دانه ها به شتاب گل های زرد خودروی بهاری بر صورت چمن، پوست جوانم را شگافت و بر صورتم جوش زد. زبان تلخ گلسرخ های خاردار را نمی دانستم. با گلهای شیرین میان علف ها و ساقه های ادامه...

شناسنامهء کتاب ابر، باران، دریا

هژبر، عکاسی از پروین پژواک، کانادا  اهدا به دوست و همسفر زندگی ام همایون هژبر شینواری “تو از چشم من” مجموعه شعر و نثر اثر پروین پژواک این مجموعه اکنون به صورت سلسله وار در وب سایت “کابل ناتهـ” به مدیریت محترم ایشور داس به نشر می رسد. www.kabulnath.de ادامه...

سفر

گلسرخ، پروین پژواک، کانادا اهدا به دوست و همسفر زنده گیم همایون هژبر www.ppazhwak.hozhaber.com ۱ قلبم همچون پرندهء زخمی می نالد. محبوبم به سفر رفته است، بی آنکه مرا ببوسد. هر چند خود را تسلی می دهم، نمی شود. سفر، بی بوسهء وداع به زخم ناسور می ماند. ۲ در همین لحظه رفت. هنوز آبی که بر قفایش کنار دروازه ریخته ام، می درخشد. با آن هم من و خانه در چنان سکوتی فرو رفته ایم که گویی قرنیست تبعید شده ایم. ۳ می خواستم چیزی برایم بگوید. نگاهی، ادامه...

تناسب

“تو از چشم من” مجموعه شعر و نثر اهدا به دوست و همسفر زنده گیم همایون هژبر www.ppazhwak.hozhaber.com گلدان سنگی، پروین پژواک، پراگ، ۱۳۸۹، 2010   تناسب تنها در وزن نیست. در هر چیزی باید من بکاهم تا به تناسب تو برسد، حتی در عشق نیز. کاش اندکی تو نیز در خویش می افزودی! ۱۳۷۱/۲/۶ کابل ادامه...

امیدهای زرین

“تو از چشم من” پروین پژواک اهدا به دوست و همسفر زنده گیم همایون هژبر www.ppazhwak.hozhaber.com گل توت زمینی وحشی در باران، پروین پژواک، پراگ، 2010 امیدهای زرین در لحظه های بکر طلوع دلم لرزان بود. دلم می خواست همچون پرنده ای کوچک بال بیابد و سوی خورشید پرد، اما در قفس سینه ام مبهوت می لرزید. … اوه با این طلوع نمی دانم چه امیدهای زرین در من جان گرفته است، که از آغاز این روز هم هراسان و هم سعادتمندم. ۱۳۷۱/۶/۸پشاور ادامه...

دو شگوفهء آلوبالو

“تو از چشم من” پروین پژواک اهدا به دوست و همسفر زنده گیم همایون هژبر www.ppazhwak.hozhaber.com شگوفه آلوبالو، بهار ۱۳۸۹/2010، پراگ، عکاسی پ.پ دو شگوفه آلوبالو در باغچه پس از باران اینک در نور نیلی ماه دو شگوفهء آلوبالو که دو شاخهء شان در نهایت با هم یکی است، با گلبرگ های نقره ای که قطرات الماسی باران را در خود نگهداشته چون ستاره های دوری که زنگ های کوچک طلایی در آغوش دارند، با نسیم نوازشگر بهاری به آرامی می لرزند. مبهوت این ادامه...
1 2