سفر می کشد مرا

روز زمین را روز خود بدانیم!

امروز روز زمین است. روز زمین را روز خود بدانیم. امروز به گل ها آب بدهیم. امروز نهال بشانیم. امروز برای پرنده ها دانه بپاشیم. امروز به حیوانات مهربان باشیم. امروز حشرات را نکشیم. امروز بیرون زیر آفتاب بروییم. امروز هیچ کاغذ را بیهوده پاره نکنیم. امروز حتی دود سگرت را به هوا نفرستیم. امروز پیاده برویم. امشب چراغ ها را برای ساعتی خاموش کنیم. امشب زیر نور مهتاب بنشینیم و به ستاره ها ادامه...

لحظه به لحظه

قطره قطره آب دریا می شه ریزه ریزه برف توفان   ذره ذره ریگ صحرا می شه دانه دانه سنگ کوهسار   پاره پاره فکر رویا می شه شاخه شاخه برگ جنگل   رشته رشته تار دیبا می شه حجره حجره خاک انسان! 2008-12-29/کانادا ادامه...

من و گنجشک و باد

من و گنجشک و باد با گندم و آفتاب و آب دوستیم و پاک می کنیم هر آنچه در آن آواز و حرکت نیست رنگ شاد برکت نیست.   در فصل آبی عمر انسان آن دم که هنوز می شود به آسمان دست کشید و ستاره ها را از آب حوض چید و ماهی های سرخ را از درخت سیب وسیب ها را در آسمان کارید آن دم که هر چیزی نام و رنگ و جای خود را به دیگری قرض می دهد می توان گلی را دید که با بال پروانه پرید از زینه های رنگین کمان به پشت بام ابرها رسید و چون باران بارید… من و ادامه...