اخراج استاد پژواک از پاکستان

  • Flame
  • eye
  • Tahbeer
  • Pens
  • dagh
  • Baikhabari
  • Tree
  • Flight

 از پیشگفتار کتاب “بانوی بلخ”

نوشتهء عتیق الله پژواک برادر کهتر استاد عبدالرحمن پژواک

بین پژواک، در اوج مجاهدات و مبارزات راستینش در سنگر سیاسی و فرهنگی جهاد و قیام ملی و تماس مداومی که با عوام الناس داشت و میزبانش ضیاء الحق حاکم نظامی آن وقت پاکستان رو ی بسا مسائل اساسی قضیه افغانستان مخالفت هایی برو ز کرد که در اثر آن پژواک را در منزل شخصی اش به حبس کشید و خانهء او را در محاصرهء پولیس قرار داد و رفت و آمد مجاهدین را با او قطع کرد تا آنکه خلاف توقع و برعکس توصیه های اکثر ممالک بزرگ جهان، که پژواک را یگانه مغز سیاسی و فعال جهاد افغانستان می پنداشتند، امر اخراج او را از پاکستان تحت مراقبت شدید پولیس صادر کرد. اخراج پژواک از پاکستان تا حد زیادی به ضرر جهاد افغانستان و به نفع خودکامگی های سیاسی حاکم پاکستان تمام شد.

به هر تقدیر امور مملکت خویش خسروان دانند، اما فکر می شود جستجوی علل نهایی این اخراج غیر منتظره امریست لازمی که ما را در راه تشخیص بهتر سیاست های جمیع ممالک ذیدخل و ذینفع همسایه و غیر همسایه و مداخلات شان در امور افغانستان که هنوز هم سلسلهء آن قطع نشده است و سلسله جنبانان داخلی و خارجی آن، در حقیقت افغانستان را به خاک و خون نشانده اند، کمک خواهد کرد.

علت اول اینکه پژواک شخصی نبود که بالای منافع و مصالح ملی کشور خود معامله کند ورنه مثل اکثر رهبران سیاسی و نظامی دیگر نه تنها اخراج نمی شد بلکه مورد انواع تفقد و تکریم ظاهری نیز قرار می گرفت، ولی پژواک نه تنها اخراج بلکه مرگ را بر آن ترجیح می داد. علل دیگر این اخراج را می توان طبق ذیل خلاصه و محض به آن اشاره کرد:

۱، باید نگذاریم تاریخ به طور ناشایسته تکرار شود، به این معنی که در میدان جنگ مظفر باشیم و در میدان سیاست ببازیم.

۲، از پاکستان توقع می رود که به طور روشن این نکته را توضیح کند که آیا تعاون آن با مجاهدین بر اساس وجایب اسلام است یا به منظور جلب حمایت امریکا؟

۳، در همه حال مجاهدین و مبارزین افغان باید عاقبت خود و مبارزهء خود را معلوم کنند. طرف خطاب تنها رهبران تنظیم های افغان نیستند بلکه کوچکترین گروه های مجاهد و مبارز افغان باید مسوولیت عظیم خود را در نزد خدا و خلق بیشتر از بیش در نظر بگیرند. افراد نیز در هر نقطهء دنیا در این مسوولیت شریک هستند.

۴، همه گونه سلاح و لوازم به صورت مستقیم به تصرف مبارزین درآید و بر انتقال و ذخیرهء آن در داخل افغانستان فکر شود. پاکستان باید در این موضوع مساعدت عملی کند.

۵، به شخصیت های نظامی افغانستان که در نقاط مختلف جهان پراگنده شده اند، موقع سهم گیری عملی در میدان جنگ داده شود. هیچ رهبر با تمام اهلیت و دانشی که دارد از مشورهء اشخاص خبیر و همکاری رهبر و رهبران دیگر بی نیاز نیست و بوده نمی تواند.

۶، در توزیع کمک با رهبران متعدد و گروه های مقاومت از سیاست یک بام و دو هوا، کار گرفته نشود تا باعث نفاق ایشان نگردد.

۷، اعلام می دارم دیگر وقت آن گذشته است که در سه گانه و چهارگانه و هفتگانه حرف زده شود. تاکید می کنم تعلل در تبدیل کردن ائتلاف به اتحاد، گناه عظیم اسلامی، ملی و تاریخی است.

۸، هشدار می دهم که هنوز اوضاع در مرحلهء انکشاف است و باید پیش از دیدن آب موزه را نکشید، اما اخطار را نباید به تعویق انداخت. آن کوچی ای را که تا دیدن سیل غژدی خود را از مسیر سیل دور نمی کند، آب می برد.

۹، در امریکا یک شخص و یا یک حزب حکومت نمی کند. در روسیه یک شخص و یک حزب حکومت می کند. فهم درست این حقایق از جانب هر مبارز ملی و مجاهد افغان لازم است.

۱۰، اگر کسی در میان افغان ها در اثر تبلیغ یا نفوذ مخالفین امریکا بنابر اغراض سیاسی شان مخالفت می کند بر پای منافع ملی افغانستان تیشه می زند. مخالفت با امریکا تا وقتی که امریکا اقدامی یا عملی مخالف منافع ملی افغانستان نکرده است، از جانب هر کس باشد نادرست است. اگر مطامع امریکا منافی منافع ملی افغانستان باشد در آن زمان فرق میان امریکا و روسیه گناه عظیم ملی و نابخشیدنی است.

۱۱، لازم می دانم به وضاحت تمام و تصریح و تاکید کنم تا جایی که به منافع ملی افغانستان مربوط است، نظریات و اختلافات من با حکومت پاکستان به هیچ نحوی از انحا تغییر نکرده است و نخواهد کرد. زیرا از عقیده محکم و ایمان رزین خویش به حفظ منافع ملی کشور، از ادای این فریضه نمی توانم منصرف و منحرف شوم، زیرا انحراف را گناه عظیم می پندارم، حاشا و کلا.

۱۲، به مراتب بیشتر از آن که حکومت پاکستان مرا شخصیت ناپسند می داند من هم حکومت و سیاست آن را که منافی منافع ملی افغانستان باشد، ناپسندیده و غیرقابل قبول و ناقابل تحمل می دانم. نباید تصور کرد که در قبال آنچه پاکستان به حیث یک ملت مسلمان (انصار) به مهاجرین مسلمان افغان کرده است، ناسپاس هستم. باز هم می گویم حاشا و کلا.

۱۳، تایید می کنم این از مشخصات مردم افغانستان است که به دستور آنچه خدا در فطرت و نهاد ایشان گذارده است و به حکم شعور سیاسی که از راه تجارب تلخ تاریخ شان به آنها رسیده است، مالک ملکهء شگفت و حافظه یی عجیب هستند که در روابط میان خود و بیگانگان نکویی را فراموش نمی کنند و خاطرهء بدی را نیز در دل نگهمیدارند تا حفظ نوامیس ملی خود را هماره مراقبت کرده باشند.

۱۴، … اما بیشتر از همه چیز مبارزهء موثر در دست خود افغان هاست که ائتلاف خود را به اتحاد تبدیل کنند و بدون فوت وقت یک شورای مرکب از همه زعمای مجاهدین به سویهء یک حکومت موقت برای وطن بسازند و شناسایی دنیای آزاد را مطالبه کنند، ورنه رژیم کابل رفته رفته یگانه طرف (افغانستان) در مذاکرات ژنو خواهد شد.

۱۵، آنانیکه خود را دوست آزادی و کرامت بشری و عدالت اجتماعی می دانند باید در میدان آزمون کشیده شوند تا مردم افغانستان که در تحت اسارت و کشتار هستند و مبارزینی که در سنگرها می جنگند و مهاجرینی که از دوری وطن رنج می کشند، دوستان و دشمنان حقیقی خود را بشناسند.

۱۶، پاکستان و ایران دو کشور برادر افغانستان هستند، ملت افغانستان هرگز همدردی این دو کشور را در آوان مصیبت عظیم خود فراموش نخواهد کرد. من شخصا کلمات و الفاظ کافی نمی یابم که بتوانم حتی همدردی این دو کشور برادر و مسلمان را ادا کنم. اما وقتی موضوع تعین مقدرات یک ملت در میان باشد، نمی توان عنان کار خود را به دیگران سپرد و حق خود را نگرفت.

۱۷، اغراض و منافع برخی از کشورها از یکسو و آن اشخاصی که خود را مجاهد فی سبیل الله جلوه می دهند و آرزویی جز مقام و منفعت برای خود ندارند از سوی دیگر، چهرهء افغانستان را در آینهء آینده خیلی خوفناک و معروض به انواع خطرها نشان می دهد. یک کشور وقتی می تواند در میان ملل سر برآورد که زمام امور خود را به دست گیرد و عنان اغراض شخصی خود را سست نگذارد و از کسانی که رهبری را به پایمردی اجانب سپرده اند، این توقع را داشتن محال است.

 

  • alt
    Parween Pazhwak پوهاند داکتر سید بهاءالدین مجروح نویسندهء “اژدهای خودی” که وجدان بیدار عصر ما بود و برای وی میسر بود تا به فرانسه یا آلمان پناهنده شود، ولی دیار پشاور را که زمانی به وطن محبوب ما تعلق داشت ترک نگفت و در کنار مهاجرین ماند به امر حکومت پاکستان و دستانی خاین (به گمان اغلب حزب گلبدین حکمتیار) به شهادت رسید.
  • alt
    Latif Khalil این نمونه های کوچک است، خیلی از مغز های کشور من تو که نامی از آنها گرفته نمیشود
  • alt
    Parween Pazhwak رژیم دست نشانده روس در افغانستان و رژیم های فاسد ایران و پاکستان در خارج از آن بهترین گل های سر سبد ما را چیدند. تعدادی که زنده ماندند یا در زندان پژمردند یا در تعبید پرپر گشتند.
  • alt
    Baryal Nayab هویدا است
  • alt
    Latif Khalil انگلیس ها میگویند اگر یک کشور را میخواهی صد سال مستعمره داشته باشی دو چیر را خاموش کن
    1. مغز ها
    2. فرهنگ ها

— with Nillab PazhwakNabil Azizi and Obaidi Hamidulla.

  • alt
    Ahmadullah Molakhail Thanks for sharing this peice of writing. I do appreciate and am interested in reading of these kind of subjects. These are very important for the new generation of Afghanistan. I went through it. In my opinion, it coantains…See More
  • alt
    Latif Khalil خاطره های تاریخ همیشه فرار دانشمندان را در خود دارد، از مولانای بلخ تا سعید افغانی و در چهار دهه آخر به هزار های دیگر و بخصوص که کشور های دوم توانائی تحمل همچو افراد را ندارند به خصوص مستبدین این کشور ها، زیرا این افراد بمنظور بقای خویش به چه فتنه که به دوام سیطره خویش دست نمیزنند و به چه ساده گی میمیرند که از همچو قماش در کشور ما هم در طول تاریخ یادگار های فروان موجود است و در پاکستان هم
  • alt
    Saleha Youssofi شخص فهمیده و دانشمند بودند خداوند روح شان را شاد بدارد
  • alt
    A.g. Herawi · Friends with پرتو نادری and 13 others

    روانش شاد ویادش گرامی باد .
  • alt
    Abdul Fatah Faiz Rustamkhil یادش همیشه جاویدان باد
  • alt
    Nillab Pazhwak I loved and respected him so much and to date miss him. No wonder why we called him ” Kaka Shirin”. God bless his kind and grand soul.

Leave a comment

Your email address will not be published.


*