دو شگوفهء آلوبالو

  • Flame
  • eye
  • Tahbeer
  • Pens
  • dagh
  • Baikhabari
  • Tree
  • Flight

“تو از چشم من”

پروین پژواک

اهدا به دوست و همسفر زنده گیم همایون هژبر

www.ppazhwak.hozhaber.com

flower19

شگوفه آلوبالو، بهار ۱۳۸۹/2010، پراگ، عکاسی پ.پ

دو شگوفه آلوبالو

در باغچه پس از باران اینک در نور نیلی ماه دو شگوفهء آلوبالو که دو شاخهء شان در نهایت با هم یکی است،

با گلبرگ های نقره ای که قطرات الماسی باران را در خود نگهداشته چون ستاره های دوری که زنگ های کوچک طلایی در آغوش دارند، با نسیم نوازشگر بهاری به آرامی می لرزند.

مبهوت این دو شگوفه مانده ام… چقدر به هم شبیه و چقدر به هم نزدیکند.

اگر من و تو نیز دو شگوفهء یک شاخهء آلوبالو می بودیم و باران را و ماه را با هم می دیدیم، بهار چه لطفی می داشت.

آنگاه که موسم پختگی فرا می رسید و ما آفتاب را بر جان های خود پذیرا می شدیم، همرنگ هم چون دو آیینه ایکه به همدیگر می نگرند، از شعله های آتش عشق سرخ می شدیم.

و چون ما را می چیدند، با هم می چیدند و چون ما را می خوردند، دل کس نمی خواست این دو شاخهء به هم پیوسته را جدا کند، پس در کنار هم فشرده می شدیم و خون شیرین ما درهم می آمیخت.

ما در دهن مرگ نیز امید را چون دو خستهء سپید از خود یادگار می گذاشتیم تا اگر دست مهربان طبیعت آنها را در خاک بکارد چون یک جان در دو بدن، دو درخت در کنار هم بروییم.

بهار ١٣٧١- کابل

 

Leave a comment

Your email address will not be published.


*