چرا هیچ وقت جنگ اندیشهء خوب نیست؟

  • Flame
  • eye
  • Tahbeer
  • Pens
  • dagh
  • Baikhabari
  • Tree
  • Flight

چرا هیچ وقت جنگ اندیشه خوب نیست؟

با آنکه جنگ به تمام زبان ها حرف می زند، هیچگاه نمی داند به بقه ها چه بگوید!

تصور کنید گردهمایی سالانه بقه ها را در کنار دریاچه در ابتدای فصل باران…

آن ها چرخ بزرگ وسیله نقلیهء نظامی ستر و اخفا شده را نمی بینند که آن ها را درهم می کوبد و له می سازد.

با آنکه جنگ طرز تفکر خود را دارد، هیچگاه نمی داند به کجا و کی اصابت خواهد کرد.

تصور کنید خری با آرامش توده ای از کاه را می بوید، در حالیکه پسرکی انتهای افسار فرسودهء او را در دست دارد.

آنها نمی دانند که هر دو به غذا فکر می کنند. پسرک در آرزوی نان و پیاز است و شاید زردک و یا سیبی برای مزهء دهن.

درست بالای سر آن ها چیزی تاریک و بزرگ سقوط می کند.

war1

با آنکه جنگ چشمان خود را دارد و می تواند تیل و گاز و درختان بلوط و همه چیزهای درخشنده را به روی زمین ببیند، هنگامی که به مادر شیردهنده می رسد، نابینا می شود.

جنگ شیر و بخصوص انسان را دیده نمی تواند.

تصور کنید زنی را در کنار پنجره که سعادتمند است و برای کودکش لالایی می خواند. کودکی شیرخوار در آغوش او دسته ای از گیسوان تاریک او را با دست تاب می دهد.

آنها نمی تواند جنگ را استشمام کنند که پوشیده با رنگ های سبز و قهوه ای کشتزارها به آهستگی سوی آنها از سراشیب تپه راه می پیماید.

با آنکه جنگ کهنه کار است، خردمند نیست.

war2

او متردد نیست از اینکه چیزهای را نابود کند که به او متعلق نیست، چیزهای که از او بیشتر باستانی اند.

war3

تصور کنید جنگلی را با دریاها و سنگ ها، با یوز پلنگ ها و طوطی های کوچک سبزرنگ، با سنگ پشت های آبی و گربه های وحشی و مارها.

در آن بالا جنگ اثر خویش را به شکل ابری سفید از دنبالهء هواپیمایی بر آسمان باقی می گذارد و همه چیز را در پایین با پودری کشنده تبدیل به گرد وخاک می سازد.

war4جنگ عادت و روش بد دارد. جنگ هر آنچه را که بر سر راه او واقع می شود، می بلعد و هر آنچه را که نمی خورد، می چکاند.

اینجا جنگ قریه ای را می جود. اسلحه جات لقمه ای بزرگ از قریه بر می دارد.

پس ماندهء لقمهء جنگ چکه چکه چون بزاق بر زمین می ریزد و راه خود را به سوی چاه قریه می یابد.

war5

جنگ طعم وحشتناک و رایحهء بد دارد. جنگ هیچگاه ملاحظهء بوی خون و عوارض جانبی عجیب را ندارد. هنگامی که به آب علاوه شود، شما را جرعه به جرعه بیمار می سازد. شما می توانید بمیرید هنگامی که خفه شده اید و بینی خود را با دست چسپیده اید.

حالا تصور کنید که جنگ می تواند برای خوبترین مردم روی زمین نیز رخ دهد:

و روزی شما مجبور گردید از آب آن چاه بنوشید!

نوشته الیس واکر، ترجمه پروین پژواک،2009/04/22

Alice walker الیس واکر برنده جایزه پولیتزر و جایزه کتاب امریکا برای کتاب “رنگ بادنجانی” است. به اساس این کتاب فلم سینمایی و نمایشات موزیکال ساخته شده است. کتاب های او برای اطفال “گلی بالای بینی ام مرا می بوید” و “کشف سنگ سبز” نام دارد. او در کالیفورنیای ایالات متحده امریکا زیست می کند.

Stefano Btale استیفانو بتیل فارغ تحصیل رشته هنر کلیفورنیا می باشد. نقاشی های او در کتب اطفال از جمله کتاب “زمانی که باد می ایستد”، حایز جایزه گشته است. او در شهر ونیس ایتالیا زیست می کند.

چرا جنگ هیچ وقت اندیشه خوب نیست؟

به آواز هژبر شینواری/ رادیو آزادی

برای شنیدن بالای نوشته بالا “کلیک” کنید.

 

Leave a comment

Your email address will not be published.


*