سفر “Travel”

  • Flame
  • eye
  • Tahbeer
  • Pens
  • dagh
  • Baikhabari
  • Tree
  • Flight

سفر

می توان چشمان خود را بست

می توان کرد گمان

زمین گهواره ایست که می خورد تکان

در نسیم نور کهکشان.

می توان کرد گمان

ما کودکیم و مادر آفتاب تابان

می توان کرد گمان

سیاره گان را خواهران و برادران.

می توان با قصه های مهتاب

این سپید موی مهربان

داد دست به دست ستاره گان

می توان به سفر پرداخت در تمامی آسمان…

۱۳۶۶/کابل/پروین پژواکtravel

Travel

We can close our eyes

With our mom’s lullabies

And imagine

The earth is a cradle of harmony

Going rock-a-bye-baby

 In the middle of the sky

 We can imagine

 We are children and the sun is Mother

 All the stars are

 Our sister and brother

 We can hold our hands together

 And dance with the sound of uncle moon’s guitar

 We can travel like a circle of family

 In the universe very, very far

 1999/ Canada/Parween Pazhwak

Leave a comment

Your email address will not be published.


*