یاد ایامی که ما هم آسمانی داشتیم

  • Flame
  • eye
  • Tahbeer
  • Pens
  • dagh
  • Baikhabari
  • Tree
  • Flight

عبدالرحمن پژواک

از مجموعه شعر “بانوی بلخ”

یاد ایامی که ما هم آسمانی داشتیم

یاد ایامی که ما هم آسمانی داشتیم

مهر و ماهی داشتیم و اخترانی داشتیم

خاطر از اندیشهء آوارگی آزاد بود

شک مینو، میهن مینو نشانی داشتیم

چون عقاب اندر ورای ابر می کردیم سیر

بر ستیغ کوهساران آشیانی داشتیم

چشم ما را از جهان دیگران چشمی نبود

خودنگر بودیم و اندر خود جهانی داشتیم

بود تحقیق و یقین سرچشمهء آمال ما

ننگ در پندار خود از هر گمانی داشتیم

بر لب ما بود جاوید آشکارا خنده ای

در دل ما بود اگر درد نهانی داشتیم

خاطر ایمن، خنده بر لب، نشه بر سر، ساز گرم

چشم به ره، انتظار میهمانی داشتیم

ره به کوی هر خراباتی که می بردیم ما

نذر کوی خوبرویان نقد جانی داشتیم

هر کجا بود آتشین رویی و شمع و شاهدی

همنشین و همدمی و همزبانی داشتیم

سوی مصر عشق با هر تحفه از کنعان دل

جای قاصد، یوسفی در کاروانی داشتیم

بود افزون از شمار اختران آسمان

آنچه ما اکنون نداریم و زمانی داشتیم

از کیان ما دگر شهنامه ها نتوان سرود

بعد از این خواهیم گفت آوارگانی داشتیم

زندگی بود آری سعی بی ثمر پژواک

سخت کوشیدیم، اما تا که جانی داشتیم.

 معنی بعضی لغات آمده در این شعر:

مینو: بهشت
ستیغ: راست و بلند مانند ستون و نیزه. به معنی بلندی کوه و سر کوه و تیزی کوه نیز گفته شده. استیغ و استیخ و ستیخ هم می گویند.
کیان: (کَ) جمع کَی به معنی پادشاه بزرگ و بنابر داستان شهنامه سلسله یی از پادشان آریایی بعد از پیشدادیان.
کیان: (کُ) خیمه، به معنی ستاره و مرکز دایره نیز گفته شده. کویان نیز گویند.

Leave a comment

Your email address will not be published.


*